.:: تنهاترین تنها::. free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین
خبری نیست
و
من هم برای لحظه ای خوشی
در حسرتم
تا
برسد
تا یک لحظه
شاید
بدون حسرت
از ته دل
بخندم
و به این فکر نباشم که لحظه ای دگر
قرار نیست
خوشحال باشم !
می خواهم باشم
امروز دگر اینجا خبری از پهلوان نیست
حتی آن پهلوانی که خود را پاره می کند تا زنجیرش را پاره کند !
خسته شدم
خسته شدم
خسته ...
برایم
سخت شده
+ خدایا کمک کن!
آن نیز بگذرد
بیاد داشته باش
در گذر این گذرها
تویی که می مانی
بگذر
تا بمانی ...
از خود خجل می شوم
که چرا
من
با تمام بزرگیم
خود را
به پای دخترکی وقیح کوچک می گرداندم
البت
کاش که او
می فهمید که نفهمیدن کارش بود
هیچ انتظاری نیست
مرگ بر عشق گذشته
+ انتظاری از گذشته ندارم جز اعتراف به گناه ... اعتراف به عشقی کثیف و معشوقه ای کثافت !!!
ننگ بر من ... با این عشقم
+ آه و آه و آه ... چه غمی است امروز بر روی این دل ...
خسته از تبار تنهایی ها
کاش بودی
Bring me to life
How can you see into my eyes like open doors
چگونه می توانی با نگاه کردن به چشمانم همه چیز را ببینی مثل درهای باز
Leading you down into my core
تو را به سمت مرکز و درون من هدایت می کند
Where I've become so numb without a soul
جایی که در ان (در مرکز خود) احساس کرختی می کنم چرا که بی روحم
my spirit sleeping somewhere cold
روح من در مکانی سرد آرمیده
Until you find it there and lead it back home
تا اینکه تو او را آنجا پیدا کنی و به سمت خانه اش هدایت نمایی
(Wake me up)
(مرا بیدار کن)
Wake me up inside
مرا از درون بیدار کن
(I can't wake up)
(من نمی توانم برخیزم)
Wake me up inside
مرا از درون بیدار کن
(Save me)
(نجاتم بده)
Call my name and save me from the dark
نامم را صدا بزن و مرا از تاریکی نجات بده
(Wake me up)
(مرا بیدار کن)
Bid my blood to run
خونم را وادار به جریان کن
(I can't wake up)
(من نمی توانم بیدار گردم)
Before I come undone
پیش از آنکه ویران گردم
(Save me)
(نجاتم بده)
Save me from the nothing I've become
از هیچ شدن نجاتم بده
Now that I know what I'm without
حالا که می دانم بدون تو چی ام
You can't just leave me
نمی توانی مرا رها کنی
Breathe into me and make me real
در من نفس بکش و مرا حقیقی ساز
Bring me to life
مرا به زندگی بیاور
Frozen inside without your touch without your love darling
از درون یخ زده ام و بدون لمس تو بدون عشق تو عزیزم
only you are the life among the dead
تنها تویی ٬تو زنده در میان مردگانی
Paul McCoy
All this time I can't believe I couldn't see
باورم نمی شود که در تمام این مدت قادر به دیدن نبودم
Kept in the dark but you were there in front of me
در تاریکی نگهداشته شده بودم و اما تو آنجا در مقابلم بودی
Evanessence
I've been sleeping a thousand years it seems
گویی هزاران سال آرمیده بودم
Got to open my eyes to everything
باید چشمانم را رو به همه چیز بگشایم
Paul McCoy
Without a thought without a voice without a soul
بدون افکار٬ بدون صدا٬بدون روح
Evanessence
Don't let me die here
نگذار اینجا بمیرم
There must be something more
باید چیز بیشتری هم باشد
Bring me to life
مرا به سمت دنیا بیاور
(Bring me to life)
مرا به سمت دنیا بیاور
Paul McCoy
I've been living a lie, there's nothing inside
من در دروغ زندگی می کردم٬چیزی در درون وجود ندارد
(Bring me to life)
(مرا به سمت دنیا بیاور)
Perfect by nature
به طور طبيعي كامل (بي عيب و نقص)
Icons of self indulgence
نمادهاي تن آرايي (تن آسايي) !
Just what we all need
تنها چيزي که همه ما نياز داريم ،
More lies about world that
دروغ هاي بيشتري درباره جهاني (مجازي) است که ،
Never was and never will be
هرگز نبوده و نخواهد بود
Have you no shame , don't you see me ?
آيا تو شرم نداري ؟ آيا مرا نمي بيني ؟
You know you've got every body fooled
تو ميداني که همه را فريب داده اي (مسخره کرده اي)
Look here she comes now
نگاه كن او دارد مي آيد !
Bow down and stare in wonder
احترام بگذاريد و با تعجب (به او) خيره گرديد !
Oh how we love you
اوه ! ما چقدر تو را دوست داريم !
No flaws when you're pretending
عيبي وجود ندارد وقتي تو وانمود مي کني !
But now I know she
ولي من اكنون مي دانم که او ،
Never was and never will be
هيچ گاه نبوده و نخواهد بود
You don't know how you've betrayed me
تو نمي داني که چگونه به من خيانت کرده اي
And somehow you've got every body fooled
و به نحوي تو همه را فريب داده اي
Without the mask where will you hide
بدون نقاب کجا پنهان خواهي گشت؟
Can't find your self lost in your lies
تو (حتي) نمي تواني خودت را پيدا کني ، (چون) در دروغ هايت گم شده اي
I know the truth now
من اكنون حقيقت را مي دانم
I know who you are
من مي دانم تو که هستي
And I don't love you anymore
و ديگر تو را دوست ندارم !
it never was and never will be
اين هيچ وقت نبوده و نخواهد بود
You're not real and you can't save me
تو واقعي نيستي و نمي تواني مرا نجات دهي !
somehow now you're everybody's fool
به هر حال اكنون اين تويي كه از نظر همه احمقي (مسخره اي)
evanescence
اوانسنس
که
تو
یادت نبود که من چگونه پی تو می دویدم
نا امید
به امید تو
نا امید
به امید داشتنت
کاش می دانستی که چه کردی با این دل پر درد ...
که چطور
قدمهایت بی آنکه بدانی
سوی چشمانم را
کم می کرد
کاش بدانی که
آن لحظه ی آخر
آرام جانم می رفت ...
+ نباید تعجبی داشت که راحت تر از همیشه فراموش شوم ...
دوباره
درگوش من
خواند
بگرد تا بگردیم
من
گلایه دارم
از آن
از تو
از ما
ماییم که بدون زندگی کردن
داریم
زندگی می کنیم
کاش
می شد برای یک لحظه زندگی کرد
گلایه دارم از دنیا
گلایه
ولي
اصلا
برايم
مهم
نيست
ديروز
برايم
واقعا عزا بود
نه فقط عاشورا
خون هايي كه ريخت
ديگر امروز را برايم
واقعا
عزا كرد
+ رفتم به 21 سالگي